一千零一面镜子穆宏燕 译

هزار و یک آینه埃姆朗·萨罗希


我越是逃离
هرچه بیشتر می گریزم
却越是靠近你
به تو نزدیکتر می شوم
我越是背过脸
هر چه رو برمی گردانم
却越是看见你
تو را بیشتر می بینم

我是一座孤岛
جزیره ای هستم
处在相思之水里
در آب های شیدایی
四面八方
از همه سو
隔绝我通向你
به تو محدودم.

一千零一面镜子
هزار و یک آینه
转映着你的容颜
تصویرت را می چرخانند
我从你开始
از تو آغاز می شوم
我在你结束
در تو پایان می گیرم


添加译本